اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

382

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

بشگفت آمدى . مىگويند ، كسانى را كه با محمد بدى مىكنند ، پيروى كن و در امر ( رسالت ) او مخالف باش . جماعتهاى بهم آميخته اى ، يا رشگبرنده اى خيانتكار ، يا هم خويشاوند او اما بدون صداقت ، روزگار را نمىرسد كه بر تو ستم نمايد ، چه تو از بهترين ( فرزندان ) عبد منافى . مىدانيد كه محمد را با شما خويشاوندى بسيار نزديكى است و او همپيمان يا منسوب شما نيست ، ليكن او هاشمى و از اصل هاشم است از درياهايى كه از همه درياها برتر است . پس اگر قريش درباره او بخشم آمده‌اند ، بانان بگو اى عموزادگان مردان بنى هاشم ناتوان نيستند . اينان مردمى نيستند كه از بيداد مردم بترسند ، و ما را درباره آنچه شما را بخشم آورده است ، اختلافى نيست [ 1 ] و نيز گويد : و ينهض قوم نحوكم غير عزل ببيض حديث عهدها بالصياقل و ابيض يستسقى الغمام بوجهه ثمال اليتامى عصمة للأرامل « مردمى بر شما حمله مىبرند كه بىچاره نيستند و با شمشيرهاى تازه صيقل داده شده ، مسلح شده‌اند ، و سفيدرويى كه باران ابر بابروى او خواسته مىشود و فريادرس يتيمان و نگهدار بيوه زنان است . » معراج [ 2 ] داستان معراج پيش آمد و جبرئيل براق را براى او آورد ، براق كوچكتر از استر و بزرگتر از دراز گوش بود ، دو گوش او پيوسته اضطراب و حركت داشت ، گامش به اندازه مد بصرش بود ، دو بال داشت كه از پشت سر او را مىراند و بر پشت او زينى از ياقوت بود ، پس او را به بيت المقدس برد و آنجا نماز خواند ، سپس او را به آسمان برد و ميان او و پروردگارش به اندازه دو كمان يا كمتر بود .

--> [ 1 ] يعنى همه در يارى محمد و دين او هماهنگيم . [ 2 ] ل : ص 25 .